#گنگ_دژ ،
گنگ بهشت وگنگ دژهوخت

کنون بشنوازگنگ دژ داستان،
بدین داستان باش همداستان

که آن راسیاوش برآورده بود
بسی اندرو رنجها برده بود,

بازخوانده به حکیم فردوسی

درودبریاران فرهیخته

درشاهنامه از چند گنگ نام برده شده است معنی این واژه آبخوست است ولی گویا در اوستا کوه گنگ آمده وهمین ترکیب به شاهنامه راه یافته است .
"برخی نیز آنرا کنگ (با واژ کاف نخست وگاف پایانی )نوشته اند که در شاهنامه بیشتر به شهر دژ های واقع بر روی کوه های مرتفع یا محصور به چنین کوه هایی کنگ گفته شده ."

گاهی کوه کنگ ،جای ویژه ای نبوده و مانندگي چیزی،به کوهی سترگ درنگر است .

هرانگه که فرمان دهم کوه کنگ
چو دریا کنند ای پسر بی درنگ

یکی زنده پیل است بر کوه کنگ
اگر باسليح اندر آید به جنگ

اما در شاهنامه از سه شهر با نامهای گنگ دژ هوخت،گنگ بهشت، وگنگ دژ سخن رفته است .

کلات نادری راهم که بستر داستان فرود سیاوش است ،کنگ کلات نوشته اند .

نگاه کنید به : دژ خدا آفرین ،پژوهش حسن امیری وحشمت شاکری

نخست؛ گنگ دژهوخت درداستان پادشاهی دهاک ماردوش پایتخت اوست که شاه فریدون با گذشتن از اروند رود ـ دجله ـ آنرا می گشاید ودرآنجا منتظر او می ماند تا دربازگشت شاه تازی، اورا اسیر کند ودر دماوند کوه زندانی نماید.

گنگ دژ هوخت نام اساطیری بیت المقدس است وبه پارسی خانه ی پاک گزارش شده است.

بخشکی رسیدند سرکینه جوی
به بیت المقدس نهادند روی

که بر پهلوانی زبان راندند ،
همی گنگ دژ هوختش خواندند

به تازی کنون خانه ی پاک دان
برآورده ایوان ضحاک دان

برخی نیز گنگ ساخته ی ضحاک را دربابل نوشته اند .

دو دیگر: گنگ بهشت یا بهشت گنگ که پایتخت افراسیاب در داستان نبرد بزرگ کیخسرو با افراسیاب است جائی نزدیک به شهر سیاوشگرد ،آنرا درخاورنشان می دهند وجایگاه خوبان و پریانش می نامند واز دژ قندهار* یاد می کنند هرچند درشاهنامه تنها قندهار یکبار آنهم بعنوان شهری دور ـــ زاهواز تا قندهار ــ آمده است.

که باشد که پیوند سام سوار
نخواهد ز اهواز تا قندهار؟

شاه توران دربهشت گنگ به محاصره در می آید وهنگامی که کیخسرو آنرا می گشاید وجهن پور افراسیاب وگرسیوز برادر او به اسارت در می آیند افراسیاب ونزدیکانش از راه زیر زمینی می گریزند.

مقصد پسین شاه توران گنگ دژ است ،که شهریار ایران از پس او می رود.

از چین وماچین می گذرد وخاقان وفغفوراو راپذیرا می شوند .رستم از سوی کیخسرو دراین سرزمین می ماند.

شاه مکران ازدر جنگ در می آید ودرنبرد با ایرانیان شکست خورده،کشته می شود اشکش را شاه درمکران می گذارد .
با ساختن کشتی ها وآنچه بایسته سفر دریاست کیخسرو وسپاهیانش از آب زره می گذرند وبه سرزمین ناشناخته ای می رسند که بزرگانش به پذیره شاه ایران می آیند ومی گویند که تا گنگ دژ صد فرسنگ وافراسیاب درین شهراست. گیو درین جا از سوی شاه می ماند.

سرانجام کیخسرو به گنگ دژ می رسد ولی نیایش افراسیاب با آمدن او ازاین شهر نیز گریخته است .

پس شاه سالی درگنگ دژ می ماند وراه رفته را باز می گردد تا افراسیاب نتواند دو باره درگنگ بهشت جای گیرد وبه ایران بتازد .

شاهنامه پژوهان گنگ دژ را جائی درخاور دور و سرزمین کره گمان می زنند (مهدی سیدی نگر دیگری دارد ).

گرچه از گنگ دژ در اوستا سخن بسیار است اما ساختن سیاوش گنگ دژ را از افزوده های برنویسان به شاهنامه حکیم توس است .

درداستان سیاوش هم از شهرهای گنگ بهشت وگنگ دژ سخن رفته است.

* بایسته یاد کرد است قندهار کنونی (تکین آباد پیشین )در افغانستان و قندهار اساطیری (کندهار ،مرکز بتخانه های هندوستان ) که ويرانه های آن درکشور پاکستان ونزديک به محلی است که رود کابل به رود خروشان سند می ریزد ، این گزارش را خدشه دار می کند.

گنگ بهشت دراقصاي شرق ترکستان و توران زمین آنسو یا شمال شرق سیر دریا (گلزريون ) و نزدیک به سیاوشگرد پنداشته شده باشد وسخن میان پیران ویسه وسیاوش نیزبایدازهمین شهرباشد.

واژه ی بهشت صفتی برای گنگ است واز این شهر به ریخت های گنگ افراسیاب ،گنگ و گنگ گزین نیز نامبرده شده است.این بیت ها هم از داستان کاموس کشاني است :

وزايدر شوم تازنان تا به گنگ
درنگی نه والا بود مرد سنگ

سوی گنگ دارم کنون رای و روی
مگر پیش گرز من آید گروی

برخی نیز گنگ دژ را شهری زیر زمینی مانندورجمکردمی دانند که سیاوش درسیاوشگرد ساخته است.

بازگشت بفرمائید به ؛
مهدی سیدی فرخد ،فرهنگ جغرافیای تاریخی شاهنامه ،نشر نی رویه ی ۵۰۲تا ۵۰۹

سرافرازوتندرست باشید

#محمود_امیر_عبداللهیان


@amirabdolahian1400