فرزند فردوسی
#فرزند_حکیم
مراسال بگذشت برشست وپنج
نه نیکو بود گر بیازم به گنج
مگر بهره برگیرم از پند خویش
بیاندیشم از مرگ فرزند خویش
شاهنامه ی چاپ مسکو
درودبریاران فرهیخته
بیت ها از نیک آغازی (براعت استهلال ) داستان دوم بهرام چوبین است ،بهرام چوبین درترکستان یا بهتر بگوییم بهرام چوبینه درچین .
استاد خالقی با توجه به همین بیت ها والبته نوشته ی تاریخ نگاران این داستان را مستقل از داستان بهرام چوبینه وپیروزی او برساوه شاه وپسرش پرموده وشورش برشاه ساسانی می داند، اما این مطلب سخن امروز ما نیست .
تنها فرزند استاد توس همین پسر است که حکیم مرگ اورا پس ازشست وپنج سالگی خود گزارش کرده است .
جوان را چو شد سال برسی وهفت
نه برآرزو یافت گیتی برفت
همی بود همواره با من درشت
برآشفت ویکباره بنمود پشت
برفت و غم و دردش ایدر بماند
دل ودیده ی من به خون درنشاند
کنون او سوی روشنایی رسید
پدر راهمی جای خواهد گزید
برآمد چنین روزگار دراز
کزان همرهان کس نگشتند باز
همانا مرا چشم دارد همی
زدیرآمدن خشم دارد همی
ورا سال سی بد مراشست وهفت
نپرسید زین پیر وتنها برفت
نخست نکته شایان یادآوری اینست که سی وهفت یعنی سی سالگی فرزند که هفت ماه هم افزون دارد که استاد با چشم پوشی ازاین هفت ماه اورا بهنگام مرگش سی ساله وخودرا درین حال شست وهفت ساله می داند .
فرهاد وداد شاهنامه پژوه معاصر برآنست که:
" پسرحکیم درسی وچهار سالگی پدر دیده به جهان گشوده است وبه هنگام مرگش که سی سال وهفت ماه داشته است ،استاد توس شست وپنج سال بوده است ."
البته بااین سخن شست و هفت سالگی حکیم توجیه نمی شود .
اما لت "کزآن همرهان کس نگشتند باز " یادآور مرگ همسر شاعراست .
نگارا بهارا کجا رفته ای
که آرایش باغ بنهفته ای
همی مهرگان بوید از باد تو
به جام می اندر کنم یاد تو
این بیتها هم از شگرف آغازی داستان پادشاهی هرمزد نوشین روان است .
استاد دکترخالقی می نویسد :" اگر خواست شاعر از( نگارا بهارا) تنها بهار طبیعت نباشد بلکه درعین حال کنایه از عزیز ازدست رفته ای باشد که با درگذشت او باغ درچشم شاعر دیگر آن جلوه ای که داشت ندارد،پس آن عزیز گویا همسرشاعر بوده که پیش ازپسر درگذشته بود واکنون شاعر در مرثیه ی پسر ازهمسر خود نیز دوباره یاد می کند .
البته اینگونه برداشتها همه درچارچوب گمانند که شاید تیر باشند وشاید کمان ."
یادداشتهای شاهنامه ،بخش چهارم ،رویه ی ۹۹
اما درباره ی دختر نداشتن حکیم فردوسی چنانکه پیشتر گفته شد بسیاری از نوشته ها درباره شاهنامه واستاد توس نادرست است ....
نوشته ی نظامی عروضی درچهارمقاله به نقل از معزّی شاعر یعنی آن داستانکی که میان میمندی وزیر ومحمود غزنوی اتّفاق می افتد ،پشیمان شدن سلطان وفرستادن هدیه برای شاعر "این دفعه بار نیل " درشدن کاروان هدیه ازدروازه ای به شهرتوس وبدر بردن پیکر حکیم از دروازه ای دیگر برای خاکسپاری ،پیشکش هدیه به دختر شاعر ونپذیرفتن آن وسرانجام باز سازی عمارت رباط چاهه ازاین ما نیز سخن بی پایه واساسی است که حکیم اصلا دختری نداشته است .
بازگشت بفرمائید به :
سرچشمه های فردوسی شناسی پژوهش شادروان دکتر محمد امین ریاحی
وسخن آخر اینکه نه تنها نوشته های فضای مجازی وازجمله گوگل الزاما درست نیست (تا چه کسی بارگذاری کرده واز کجا گرفته باشد ) بلکه نوشته های گذشتگان نیز باید با ابیات بناور شاهنامه همخوانی داشته باشد ودرسرتاسر این کتاب سخنی از دُخت حکیم نرفته است .
پیروزباشید
#محمود_امیرعبداللهیان
@amirabdolahian1400