#پرسمان

نخستین داستان سروده شده ی شاهنامه کدام است ؟

شبی چون شبه روی شسته بقیر

نه بهرام پیدا نه کیوان نه تیر

دگرگونه آرایشی کرد ماه

بسیج گذر کرد برپیشگاه

شده تیره ، اندر سرای درنگ

میان کرده باریک و دل کرده تنگ

زتاجش سه بهره شده لاژورد

سپرده هوا را به زنگار وگرد ...

بیژن ومنیژه ،شاهنامه ی چاپ مسکو

درود بریاران فرهیخته

نخستین داستان به نظم درآمده درشاهنامه بیژن ومنیژه یا بیژن وگرازان است .

استاد دکتر کزازی درنسک فرزند ایران به باز گفت از فرهاد وداد شاهنامه پژوه معاصر آغاز به نظم داستان بیژن ومنیژه را چهاردهم محرم ۳۶۱ مهی برابر با شانزدهم مهر ماه ۳۵۱ خورشیدی می داند .

درحالی‌که تصمیم به سرودن حماسه ی ملی پس از مرگ ابومنصور دقیقی میان سال‌های ۳۶۷ تا ۳۶۹ مهی یعنی درحدود ۳۷۰ مهی گرفته شده و آغاز می شود وحکیم فردوسی ویرایش نخست شاهنامه را در۳۸۴ مهی به پایان می برد .

استاد توس در دیباچه چنین می فرماید :

بپرسیدم از هرکسی بیشمار

بترسیدم از گردش روزگار ،

مگرخود درنگم نباشد بسی

بباید سپردن به دیگر کسی

دو دیگر که گنجم‌ وفادار نیست

همین رنج را کس خریدار نیست

به شهرم یکی مهربان دوست بود

تو گفتی که با من زهم پوست بود

مرا گفت خوب آمد این رای تو

به نیکی گراید همی پای تو

نبشته من این نامه ی پهلوی

به پیش تو آرم نگر نعنوی

گشاده زبان وجوانیت هست

سخن گفتن پهلوانیت هست

شو این نامه ی خسروان باز گوی

بدین جوی نزد مهان آبروی

درسخن از امیرک منصور که نسخه ای از شاهنامه ی ابومنصوری را به حکیم می دهد واو را به سرودن شاهنامه تشویق می کند (گشاده زبان وجوانیت هست _سخن گفتن پهلوانیت هست ) اشاره به نظم داستان بیژن ومنیژه دارد که سالهای پیشتر سروده شده است .

☆گزارش یک بیت

[برآمد دوهفته برین روزگار

پیاده بمانده ز کار وسوار ]

بیت از پیامدهای کشته شدن شاه نوذر درجنگ دَهستان است که افراسیاب تا خوار ری (قشلاق گرمسار ) نیز پیشرفته و این جهان پهلوان زال است که نبودن پادشاه را تا اندازه ای جبران می کند ومقاومت سپاه ایران وجنگ با تورانیان به فرماندهی شاهزاده افراسیاب ادامه دارد .

بیت های پسین بیان کننده اینست که زال زر هیچکدام از فرزندان شاه نوذر (توس وگستهم ) راشایسته پادشاهی نمی داند ودراندیشه برگزیدن پادشاهی است که به انتخاب زو پور تهماسب می انجامد .

اما گزارش بیت خواسته شده که بناور بودن آن مورد تردید ، اما بیت ساده ای است .

براین (کشته شدن مبارزان از دو روی ، مفهوم بیت پیشین ) روزگار(روزها) دوهفته گذشت وپیاده نظام و سواره نظام ازجنگ باز مانده بودند وپیروزیی بدست نیامده بود .

کار دراین بیت بمعنی جنگ است ،همان کارزار و سوار عطف به پیاده است یعنی پیاده و سوار یا پیادگان وسواران از جنگ باز مانده بودند .

☆گزارش بیتی دیگر

هرانکس که دارد روانش خرد ،

گناه آن سگالد که پوزش برد👉

زروشن جهاندارتان نیست شرم

سیه دل ، زبان پر ز گفتار گرم

مکافات این بد به هردو جهان

بیابید و این هم نماند نهان

هرانکس که دارد روانش خرد (=خردمند) کاری نمی کند (حتی به گناه کردن نمی اندیشد =اندیشه ی گناه کردن نمی کند )که بخاطر آن پوزش بخواهد .

برداشت از گزارش استاد دکتر خالقی

یادداشتهای شاهنامه ،بخش یکم ،رویه ی ۱۶۹ گزارش بیت ۶۹۹

یا خردمند به آن گناهی می اندیشد که قابل پوزش خواهی باشد . یعنی شما (سلم وتور )خرد ندارید و کارتان (کشتن ایرج ) قابل پوزش خواهی هم نیست .

گزارش استاد دکتر ابوالفضل خطیبی

شایسته ی یادآوری است لت نخست این بیت در دوجای دیگر شاهنامه آمده است .

نخست در داستان اسکندر ،اندر رسیدن اسکندر به شهر هروم

به عنوان بر از شاه ایران و روم

سوی آنکه دارند مرز هروم

سرنامه از کردگار سپهر ،

کزویست بخشایش وداد ومهر

هرانکس که دارد روانش خرد

جهان را به غَمری همی نسپَرد

ویرایش دکترخالقی ،دفتر ششم ،رویه ی ۸۵

دو دیگر

در داستان پادشاهی بهرام گور ،گفتار اندر سپری شدن روزگار شاه بهرام

سرسال بد پیش او شد دبیر

خردمند موبد که بودش وزیر،

که شد گنج شاه بزرگان تهی

کنون آمدم تا چه فرمان دهی ؟

هرآنکس که دارد روانش خرد

به سالی خراجی ورا نشکرد

ویرایش دکتر خالقی ، دفتر ششم ،رویه ی ۶۱۳

سرافراز وتندرست باشید

#محمود_امیر_عبداللهیان

@amirabdolahian1400