مقدمه :

       ارداویرافنامه به عنوان یک متن پهلوی دینی ارزش بسیاری در میان جامعه زرتشتیان ایران و هند دارد ، متن کتاب در بردارنده اطلاعات بسیار مفید تاریخی و دینی می باشد که نظام  ساسانی را در قرون 4تا 6 میلادی که زمان نوشتار کتاب است به خوبی توصیف می کند در باره کتاب ارداویرافنامه محققین به صورت پراکنده بسیار کار کرده اند وهریک بخشی از ساختار های کتاب را مورد بررسی قرار داده اند ، اما تاکنون تحقیقی همه جانبه و گسترده بر روی تمامی ساختار های کتاب انجام نشده است ، لذا نگارنده در این تحقیق سعی می کند تا با بررسی طبقات اجتماعی  کتاب بخشی از این نقیصه را جبران نماید ، در این تحقیق طبقات اجتماعی ارداویراف نامه یک به یک استخراج می گردند و با طبقات جامعه ساسانی مندرج در متون پهلوی تطبیق داده می شوند تا بدین فرضیه که می گوید : طبقات اجتماعی جامعه ساسانی همسو با طبقات اجتماعی مندرج در کتاب ارداویرافنامه است؛ پاسخی روشن داده شود. یافتن صحت و سقم این فرضیه  دید روشنی به ما نسبت به این کتاب می دهد و ارزش تاریخی کتاب را به عنوان یک منبع معتبر دوره ساسانی به ما نشان خواهد داد . شیوه تحقیق در این طرح اسنـادی _کتابخانـه ای برپایه تحليل محتوا می باشد و ابزار کار نیز فیش برداری می باشد.حوزه مکانی این تحقیق نیز  تمامی حوزه فرهنگ ایرانی در دوره ساسانی از جیحون تا دجله و از سند تا آناتولی و منطقه قفقاز را در بر می گیرد و و حوزه زمانی این تحقیق نیز متون پهلوی نگاشته شده در زمان ساسانی تا اوایل دوره اسلامی (قرن 3 ه .ق) را شامل می گردد.

 

1- اقشار و طبقات جامعه ساسانی:

      در تمدن آریایی ایرانی، مردم را به مناسبت مشاغلشان به سه طبقه: روحانيون - جنگيان و جنگيان تقسيم کرده بودند،  [1]در عصر ساسانی به تدریج طبقه بندی چهارگانه جامعه شکل گرفت و در تشکيلات جدید، دبيران در مرتبه سوم قرار گرفتند و برزیگران و پيشه وران با هم در طبقه چهارم درآمدند بنابر این طبقات اربعه زیر پیدا شد 1 – روحانیون 2 – جنگاوران یا ارتشتاران3 – دبیران 4 – توده ملت که شامل : روستاییان و صنعتگران و شهریان می شدند[2] . بنا به کتاب تاج ، اردشير بابکان نخستين پادشاهی بوده است که برای ندیمان ودرباریان خود درجات و مراتبی معين کرد و زمام سياست و تدبير ایشان را به کف گرفت. او ندیمان و درباریان را به سه طبقه تقسيم کرد. که این نظام طبقاتی اردشير بيش از همه عامه مردم را در فشار قرار داد.. [3]

مورخان جدید علاوه بر خاندان شاهی و گروه های اشرافی، اقشار اجتماعی عصر ساسانی را عبارت از روحانيان، جنگاوران، دبيران، کشاورزان گله دار، صنعتگران، بازرگانان و ناشهروندان می دانند. شایان ذکر است که هر یك از اقشار چهارگانه در درون خود خرده تقسيماتی داشتند و از طریق روسای خود با دولت و حکومت مرتبط می شدند قشر ممتاز جامعه که از حاميان اصلی حکومت ساسانی بودند با شاه و اشراف منافع مشترك داشتند  .

1-1. طبقه اشراف

     برترین قشر عصر ساسانی اشراف بودند که علاوه بر داشتن اصالت و نسب بالا با تصاحب املاك فراوان و مهم ترین مناصب لشکری و کشوری و برخورداری از بهترین نوع تحصيلات و سبك زندگی دارای اقتدار سياسی  اقتصادی و اجتماعی بودند و خود به ترتيب به پنج دسته تقسيم می شدند. شهرداران.واسپوهران یا اهل البيوتات اعضای هفت خاندان بزرگ  شامل شاهزادگان، اعضای خاندان ساسانی و نوادگان غيرمستقيم شاه و یا الاشراف شامل اشراف و زمينداران متوسط ولایات بودند که هسته ی آزادان و یا بخش اصلی سواره نظام ساسانی را تشکيل می دهقانان یا کذك خدایان در پایين ترین سلسله مراتب اشراف قرار داشتند و در واقع مالك واقعی روستاها بودند که به اتکای قدرت موروثی خود امور محلی را اداره می کردند.[4] و به نوعی واسطه ميان مردم و دربار بودند که با توجه به نسب به دو گروه کوچك و بزرگ تقسيم می شدند.

1-2.طبقه روحانيون

     در اوستا مردم به سه طبقه تقسيم شده اند: آثرون(روحانیون) ، رث اشتر(جنگجویان) و واستریه(برزگران)

. در این تقسيمات اجتماعی طبقه روحانيون جزء اولين طبقه محسوب می شوند. در طبقات چهارگانه ای که در زمان ساسانی به وجود آمد روحانيون باز جزء طبقه اول محسوب می شدند. [5]

 تغيير جايگاه روحانيون در سلسله مراتب اجتماعی :

       چنين به نظر می رسد که روحانيون از طبقه بانفوذ دوره ساسانی بودند ولی هميشه جزء طبقه اول محسوب نمی شدند، چه بسا در طول دوران از نفوذ آن ها کاسته می شد، به خصوص در زمانیزدگرد اول از نفوذ آن ها کاسته شد هر چند که بعدها توانستند نفوذ خود را دوباره به دست آورند

که بعدها خسرو انوشيروان هم از نفوذ آن ها کاست ،ولی این روحانيون بادرگيری هایی که با شاهان

داشتند باعث سقوط ساسانيان گردیدند و از سوی دیگر در منابعی که طبقه روحانيون را جزء طبقه

اول ذکر کردند شاید بخاطر نفوذی که روحانيون در امر کتاب با تحریف متون داشته اند باعث شد که

ميان مورخانی که به منابع دوره ساسانی دسترسی پيدا کردند اختلاف به وجود بياید.

      به طور کلی روحانيون در همه ی امور مهمه زندگی مومنان دخالت می کردند و زندگی روزمره آنان را کنترل می نمودند،روحانيون از این راه ثروت بی پایانی به دست آورده بودند و ضمن بسط قدرت خویش دولت مستقلی در داخل دولت تشکيل می دادند . در مسائل کلی و امور مملکتی نيز خصوصا هنگامی که نيروی شاهان رو به ضعف می نهاد روحانيون دخالت می کردند و با همدستی نجبا و اشراف جبهه ای در برابر شاه تشکيل می دادند. چنين صف آرائيها و برخوردها، قدرت دولت ساسانی را تضعيف و به انحطاط آن کمك می نمود.روحانيون در انتخاب وليعهد شرکت می کردند. چنانکه از ميان شاهان ساسانی تنها اردشير اول، شاپور اول، شاپور دوم و خسرو اول جانشين خود را برگزیدند. بعدها پادشاهی مقامی انتخابی در خاندان ساسانی گردید. تعيين پادشاه به انجمنی واگذار شده بود که از موبدان موبد، رئيس دبيران و فرمانده کل سپاه ترکيب یافت. در صورت عدم توافق بر سر انتخاب پادشاه، موبدان موبد پس ازرای زنی با خاصگان روحانی خود درباره گزینش پادشاه تصميم می گرفت از این گذشته، پادشاه پيش از آن که بميرد حمایت اشراف و روحانيون را برای جانشين خود به   دست می آورد، اما برای نشستن بر تخت شاهی همواره پشتيبان این دو طبقه ضروری بود، زیرا وليعهد می بایست از آن اندازه توانایيهای جسمی و روانی که آنان را قانع سازد که وی برای پادشاهی مناسب است بهره مند باشد در ضمن روحانيون زمانی که می دیدند پادشاه مطابق تعاليم روحانی یا آیين زرتشتی رفتار نمی کرد نالایق به شمار می رفت و توسط روحانيون عزل می گردید. [6] قوه قضائيه عملا به روحانيون تعلق داشت و علم و دانش نيز در انحصار آنان بود. در هر یك از شهرها یك داور روحانی بر محاکمات نظارت داشت . زیر دست وی داوران دیگری در زمينه های مختلف مشغول فعاليت بودند. البته ریاست کل قضات با شخص شاهنشاه بود.

آیا قدرت روز افزون طبقه روحانيان زردشتی خطری برای حکومت محسوب نمی شد؟اردشير بابکان از همان ابتدا با تيزبينی خاص خود به این مسئله واقف بود و به همين دليل با در دست گرفتن ریاست مذهب و تثبيت مقام الوهی خاندان خویش در نزد مردم، به مهار کردن آن پرداخت. گذشته از آن، جاری ساختن خواسته و مال به سوی روحانيون حيله ای بود برای بستن دست و زبان ایشان در برابر دستگاه سلطنت. ولی قدرت روز افزون طبقه روحانيون که به خصوص با اتحاد با نجبا بزرگ تشدید گردیده بود، آن چنان نبود که بتوان با این حساب ها و پيشگيری ها جلوی فورانش را گرفت ، در طول حکومت ساسانی به نوعی رقابت مداوم و نهانی بين دستگاه سلطنت و طبقه روحانيت زرتشتی پی می بریم و همچنين در می یابيم در حالی که هر یك از دو طرف بقای موجودیت خویش را در پشتيبانی از آن دیگری می دانست، معهذا از کوشش به منظور تخفيف نيروی طرف مقابل باز نمی ایستاد .[7] .روحانيون برای تقویت نيروی سياسی و اقتصادی خویش، جامعه ساسانی را به سوی خرافات و پيچيدگی های دینی سوق می داده اند. با توجه به مطالب فوق می توان استنباط کرد ضربه کاری که به ساسانيان وارد شد از طرف طبقه روحانيون بود که در نهایت باعث نابودی ساسانيان گردیدند .

     مهم ترین آتشکده ایران آذر فرنبغ بود که به طبقه روحانيون اختصاص داشت ،مجوس آن را بيشتر از آتش های دیگر تعظيم می نمودند. [8] محل آتشکده آذرفرنبغ در کاریان فارس است که البته در این زمينه نقل و قول های زیادی بيان شده است .

1-3. طبقه نظاميان

     جامعه ایرانی، در اوستا به سه طبقه تقسيم شده است جنگجویان در جایگاه دوم قرار گرفتند، درایران عهد ساسانی که بتدریج طبقه بندی چهارگانة جامعه شکل گرفت، باز جنگجویان در دومين طبقه به عنوان پهلوی جنگجویان ارتشتار  قرار گرفتند  . [9]

      جامعه ساسانی مزایای اشرافی بسيار از هر نوع را به این گروه اعطا کردند زیرا آن ها جان، مال پيروان خویش را برای رفاه، آسایش آنانی که کار می کردند قربانی می کردند خود را وقف جنگ با دشمنان وطن می کردند در حالی که عوام با آسودگی در کنار زن و فرزندانشان می زیستند و ازآرامش، ایمنی و استراحت در خانه هایشان و رسيدگی به امور زندگی شان لذت می بردند. شایسته

است که کارگران به آنان درود فرستند و در برابرشان تعظيم کنند و این مردان جنگی نيز بایستی به اشراف احترام بگذارند. با مطالعه متون پهلوی متوجه اهميت مردان جنگی خواهيم شد، در شکندگمانيك، چهار طبقه را یك انسان تصور نمود که دست آن را جنگجویان تشکيل می دهند. و این عقيده که وضعيت جنگجویان در انسان خيالی همچون دست در بدن است، و از این مطلب  می توان پی به اهميت مردان جنگی برد.

1-4.دبيران و ديوانيان

     دبيران یا زینت دهندگان مملکت در عصر ساسانی از قرن ششم ميلادی به عنوان قشر جدید و در ردیف سوم جامعه عصر ساسانی قرار گرفتند، که علاوه بر تحصيلات عاليه و تجربيات لازم به خاندان های سرشناس تعلق داشتند. آنان در ابتدای عصر ساسانی جایگاه والایی داشتند، اما در دوران حکومت شاپور اول تا نرسی با قدرت یابی کرتير اقتدار دبيران کاهش یافت.دبيران دارای سلسله مراتبی بودند. در رأس دیوانيان وزرگ فر مذار( وزیر بزرگ) قرار داشت .

     برخی از آنان وظيفه ی جاسوسی را برعهده داشتند. آنان علاوه بر مناصب اداری برخی مناصب نظامی را نيزعهده دار بودند.خوارزمی دبیران دولتی را چنین می شمارد : « 1- داد دبیر(دبیر عدلیه) 2 –شهر آمار دبیر(دبیر عواید دولت شاهی) 3 –کدگ آمار دبیر(دبیر عایدات دربار سلطنتی) 4 –گنج آمار دبیر(دبیر اصطبل شاهی) 6- آتش آمار دبیر(دبیر عایدات آتشکده ها) 7  –روانگان دبیر(دبیر امور خیریه) . »[11]

1-5. توده مردم : کشاورزان ،دامداران، صنعتگران و پیشه وران

      درباره قشر متوسط جامعه ساسانی، اطلاعات چندانی در دست نيست. اما احتمالاً شامل مقامات

دولتی پایين تر و در سطوح محلی و بخشی از جمعيت شهری مانند پيشه وران، صنعتگران،

کاسبکاران، خرده فروشان و عمده فروشان بودند .[12]

      در دوران هخامنشی جامعة ایرانی به سه طبقه تقسيم شده است، طبقه برزگر  در رده سوم قرار دارد، این طبقه بندی از تقسيمات اجتماعی بسيار قدیم است و بارها در اوستا به چشم می خورد

فقط یکبار از طبقه دیگر نام می برد آن هم در یسنای 19 فقره 17 یك طبقه دیگر افزوده گردید که آن

و در پهلوی و پازند هتخشان گویند و از آن اهل حرفه و صنعت است، در طبقه بندی فوق

هتخشان جزو واستریوشان به حساب می آمدند. چون نوبت ساسانيان رسيد، تشکيلات

جدید در جامعه پيدا شد، که آن نيز مبتنی بر چهار طبقه بود. تفاوت این شد، که طبقه سوم را دبيران

قرار دادند و کشاورزان و صنعتگران را در رتبه چهارم گذاشتند،سئوالی که مطرح است این است که آیا صنعتگران و کشاورزان یك طبقه بودند یا دو طبقه جداگانه. به نظر نگارنده کشاورزان و صنعتگران دو طبقه جداگانه هستند چرا که ساسانيان به کشاورزی اهميت می دادند و حتی دین زرتشتی کشاورزی را تشویق می نمود و روحانيون زرتشتی و دین زرتشتی نسبت به طبقه پيشه وران دید منفی داشتند به همين خاطر اقليت های مذهبی همچون مسيحيان به کار تجارت و بازرگانی و پيشه وری می پرداختند. با این دید منفی که نسبت به صنعتگران داشتند دور ازذهن می باشد که آن ها را یك طبقه بدانند. ولی ساسانيان به کشاورزی ارج می گذاشتند به خاطر اینکه آن ها تأمين کنندگان ماليات بودند و می توان گفت بعد از آنکه خسرو انوشيروان اصلاحات نظامی انجام داد دیگر کشاورزان مجبور به رفتن به جنگ نبودند و ما در منابع شاهد هستيم که هنگامی که شاهان ساسانی از جایی به جای دیگر سفر می کردند نهایت احتياط را به خرج می دادند که به کشاورزان ضرری نرسد. داستان های زیادی در این زمينه در منابع ذکر شده است. از این گذشته لازم است هر طبقه را جداگانه بررسی کنيم تا موضوع واضح تر گردد.

1- 5-1 - کشاورزان :

     بررسی وضعيت طبقه کشاورزان و موقعيت اجتماعی اشان که عده آن ها فوق العاده زیاد و نقش

اقتصادی آنان نيز از لحاظ توليد مستقيم حائز اهميت بود بسيار دشواراست؛ چرا که در منابع ساسانی

وضع آنان چندان روشن بيان نشده است[13] کشاورزی در دوره ساسانی دارای اهميت بود، چرا که بزرگترین منبع درآمد دولت ها در روزگاران گذشته، خراج زمينهای کشاورزی بوده است .شهریاران هر کدام به فراخور و توان خود در آباد کردن زمينهای کشاورزی وکمك به کشاورزان و رفع اجحاف از سر آنان کوشش بسياری به خرج می دادند ،سخت می کوشيده اند تا نگذارند انبوه کارگران و کشاورزان در زیرچکمه ستمگران لگدمال شوند در آئين مزدیسنی و متون دینی، کشاورزان و شبانان از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده اند و در بسياری از موارد صور گوناگون از آن ها در مقامهای ویژه ای یاد شده است، ساسانيان به مرور زمان به کشاورزی بيشتر اهميت می دادند چنانکه مهمترین اقدام اصلاحی انوشيروان، توجه به وضع دهقانان و اصلاح قانون ماليات بود او به خوبی می دانست که کمك به دهقانان و کشاورزان در حقيقت کمك به خزانه دولت است به همان اندازه که وضع کشاورزی خوب شود به همان اندازه هم دولت می تواند بر درآمد حاصل از طریق ماليات بر اراضی و سرانه اتکا داشته باشد. وی حتی در نحوه گرفتن خراج غلات و سایر محصولات کشاورزی تغييراتی داد .[14] و ماليات ها را در سه قسط اخذ نمود.سومين آتشکده مهم کشورآذر برزین مهر یا آتشکده کشاورزان، در مشرق مملکت، در کوههای ریوند شمال غربی نيشابور، واقع بود. [15] که اهميت کشاورزی و طبقه آن ها را می رساند.در ادبيات دینی پهلوی، مهنه و محترفه(کشاورزان، شبانان، پيشه وران، بازرگانان )  چهارمين قشر اجتماعی محسوب شده اند .[16] که به همراه عوام الناس و بردگان قشر فرو دست جامعه را تشکيل می داند.

1-5-2 - دامداران و شبانان :

     آنان به همراه کشاورزان در متون مذهبی زرتشتی از اهميت ویژه ای برخوردارند. عنوان برزیگر گله نشانی از آميختگی اقتصاد کشاورزی و شبانی در بخشی از تاریخ ایران باستان است. در آیين زرتشتی آنان مراقب چهارپا و گوسفند در گيتی بودند ، این موضوع آنقدر اهميت داشت که بخش هایی از اوستا به احوال شبانان و سگان گله اختصاص یافته است.

1-5-3- عشاير و چادرنشينان :

      از این قشر اطلاعات اندکی در دست است که شاید اسکان تدریجی آنان دليل این موضوع بوده باشد،اما مهم ترین عشایری که ساسانيان و حتی در دوران اسلامی از ميان آنان سربازگيری می کردند،کردها، دیلميان، گيلاتيان و کرمانيان بودند.[17]

1-5-4- پيشه وران :

      پيشه وران شمارشان از سه طبقه دیگر بيش تر بود و قانون شریعت زرتشتی نگرشی منفی درباره آنها داشت. و با آن که بازرگانان زرتشتی به مناطق دوردستی نظير چين نيز معامله داشتند ولی حرفه بازرگان و پيشه وری نسبت به طبقات دیگر پست تر تلقی می شد ودید منفی زرتشتيان نسبت به طبقه پيشه وران و کسبه باعث شده بود که زرتشتيان به سوی این گونه پيشه ها کم تر روی بياورند و اقليت های مذهبی بيش تر به پيشه وری و تجارت بپردازند.بهترین  صنعتگران و پيشه وران در استخدام کارگاه های سلطنتی بودند که به توليد برای شاهنشاه و خاندان اومی پرداختند .[18]  پيشه وران یك حرفه در شهرها در کوی های معينی منزل داشتند. شکی نيست که در قرن ششم اصناف پيشه وران وجود داشته است.[19] این نکته در کتاب دینکرد ذکر شده و نشان می دهد که نظم و قاعده خاصی و درباره سلسله دکان های بازار که هر یك به پيشه وران مختلف تعلق داشته وجود داشته است .[20] وظيفه صنعتگران در مينوی خرد آمده آنجا که دانا از مينوی خرد پرسيد که وظيفه صنعتگران ومزدوران چيست؟ مينوی خرد پاسخ داد که وظيفه مزدوران این است که آن کاری را که ندانند دست بدان نبرند. شهرنشينی و ایجاد شهرهای جدید، علاقه شاهان ساسانی به ایجاد صنایع جدید و در نتيجه گسترش صنایع و تجارب و به موازات آن پيچيدگی و تنوع نيازهای اقشار شهری، نه تنها شهرها را به مراکز صنعتی و تجاری تبدیل نمود، بلکه مشاغل جدیدی ایجاد کرد. پيشه وران به دو بخش شهری وروستایی تقسيم می شدند که بخش شهری نياز طبقات مرفه و شهرنشينان را برآورده می کرد و بخش روستایی علاوه بر خدمت در املاك بزرگ کشاورزان و رفع نياز روستایيان، در املاك بزرگ به ایجاد کارگاه های نساجی، آهنگری و.. دست زدند . [21] هرچند با افزایش تجارت و شهرنشينی بر تعداد پيشه وران و اصناف شهری افزوده شد، آنان نتوانستند مستقل از قشر چهارم   جامعه باشند؛ اما در ميان قشر چهارم نقش فعال تری ایفا می کردند، این قشر از پرداخت ماليات سرانه و انجام خدمات نظامی معاف بودند اما به هنگام جنگ های دفاعی و یا محاصره ی شهرها در صورتی که غنایم و اسرای جنگی نصيب سپاهان نمی شد، ملزم به پرداخت باج و خراج بود .[22] آنان اجازه تغيير شغل خود را نداشتند اما برخی پيشه ها در یك خاندان موروثی بودند.[23] از سوی دیگر، آن ها نمی توانستند با دختران قشر بالای جامعه ازدواج نموده و به قشر بالای جامعه راه یابند.

1-5-5.  اقشار فرودست یا ناشهروندان (اسيران و بندگان) :

     کوچ و اسکان اسرای جنگی در ایران از عصر هخامنشی آغاز و تا پایان دوران ساسانی ادامه یافت اسکان اسرای رومی در عصر شاپور اول در جندی شاپور و اسکان اسرای آمد، توسط شاپور دوم در شوش و شوشتر منجر به برپایی و پيشرفت صنایع بافندگی، ساختمانی و... شد .[24] ناشهروندان و اسيران بر اساس وظيفه، جنسيت و تبار تقسيم می شدند .

    معمولا پس از مرگ ارباب با توافق ارباب اصلی ترین گروه اسيران و بندگان جدید آزاد می شدند. آنان در قبال کارشان دستمزد می گرفتند و حق تشکيل خانواده داشتند.[25]

     بيگاری و بندگی بدهکاران برای پرداخت بدهی و فروش کودکان توسط پدران ، بيگاری افراد مجرم و آنان که وقف معابد بودند ملاك های بندگی در جامعه عصر ساسانی به شمار می رفت .[26]

     تهيدستان و فقرای بدون شغل  نیز بخشی از توده مردم در عصر ساسانی را تشکيل می دادند که جزو اقشار فرودست جامعه به شمار می رفتند  ، ميان دو قشر تنگدست نيازمند یعنی درویشان و فقرای فرومایه تمایزی وجود داشت؛ زیرا در آیين زرتشتی حقير محسوب شده اند اما دستگيری از درویشان در ارداویرافنامه  توصيه شده است .

 

2 . ردپای طبقات اجتماعی جامعه ساسانی در ارداویرافنامه :

     در ارداویرافنامه  با طبقات مختلفی از اقشار جامعه روبرو می شویم که آنها را می توانیم در شش طبقه اصلی جای دهیم .

2-1. شاه

      شاه در راس نظام طبقاتی در ارداویرافنامه قرار دارد ، در آغاز فصل یکم ارداویراف از کشته شدن فرمانروای ایران توسط اسکندر گجستک خبر می دهد و سپس در ادامه متن میگوید که چون ایرانیان فرمانروا و سالار و دهبد و دستور نداشتند در دین به شک افتادند و این نشان میدهد که شاه قدرت مادی دارای قدرت روحانی نیز بوده است ، در فصل نهم کتاب جایگاه خورشید پایه به پادشاهی تعلق گرفته است که در گیتی فرمانروایی خوب بوده است.

2-2. بزرگان

      پس از شاه ،بزرگان و درباریان و شاهزادگان بالاترین مقام را داشته اند، در تاریخ ساسانی که در کتاب طبری قسمتی از آن برای ما مانده در هر صفحه به نام بزرگان و نجبا مصادف می شویم « همین بزرگان و نژادگان بودند که اردشیر دوم را خلع و و شاپور سوم را مقتول کردند و بعضی از همین بزرگان و نجبا مصمم شدند که اعقاب یزدگرد اول را از سلطنت محروم گردانند ... مقصود از بزرگان صاحب منصبان بزرگ دولت و عالیترین نمایندگان ادارات بوده است .»[27]

     در فصل یک کتاب ارداویراف یکی دیگر از جرمهای اسکندر را اختلاف افکندن بین بزرگان و کدخدایان ایران شهر ذکر می کند و میگوید که اسکندر دربار و فرمانروایی ایران را آشفته و ویران کرد ، در فصل 28 کتاب ارداویراف از مجازات سخت مردی سخن می گوید که جرمش این بوده که در گیتی فرمانروایی بد کرده و نسبت به مردمان نابخشایشگر و آزاررسان بوده است.[28]

2-3 . روحانیون

     چون مذهب زرتشتی مذهب رسمی دوره ساسانی بود روحانیون آن زمان محترم و طرف توجه بوده و نفوذ بسیاری در امور مملکتی داشتند ،بطوری که آمین مارسلن می گوید : «مغ ها تابع قوانین مملکتی نبودند و برای خودشان قوانین مخصوصی داشتند ».[29]

      روحانیون که در دوره هخامنشی و اشکانی در طبقات پایین جامعه قرار می گرفتند در اواخر دوره ساسانی خود را به راس هرم قدرت رساندند ، بطوری که در شایست و ناشایست متذکر می گردد که :

     « روحانیان را به دلیل فرهنگ (ارزش بالای فرهنگی که دارند ) خود نخجیر نکردن ضرور است و دیگر کسان مگر آنان که خواسته ایشان از سیصد استیر کمتر باشد برای شکارگری مجاز به نخجیر کردن نباشند ».[30]

    از روحانیون در ارداویرافنامه با نامهای مختلفی اسم برده شده است که خود نشان دهنده مقام متفاوت آنها می باشد ،  گروهها ، القاب و مشاغل مختلف روحانیون  در ارداویرافنامه عبارتند از : دستوران – داوران – هیربدان – موبدان – مغ مردان  مزدیسنان

     در این میان موبدان یا همان مزدیسنان بالاترین مقام را داشته اند بطوری که در فصل یکم کتاب این انجمن مزدیسنان هستند که مقدمه سفر ویراف را فراهم می کنند.مغان در این تقسیم بندی قدرت پایین ترین مقام را در بین روحانیون داشته اند اما اکثریت با آنها بوده است .[31]

2-4 .ارتشتاران

      ارتشتاران یا نظامیان پس از روحانیون دارای مرتبه بالایی در سلسله مراتب قدرت در جامعه ساسانی قرار داشتند در فصل 14  ارداویرافنامه روان ارتشتاران در برترین رامش و در اندیشه ای شادمانه ستوده شده است .

2-5.دبیران

در فصل 15 کتاب می خوانیم :

     « و دیدم روان استواران (استوار در اعتقاد) و آموزگاران و پژوهندگان ، درگاهی روشن و در بزرگترین شادی و این به نظر من بسیار ستایش آمیز آمد .»[32]

     البته در اینجا کاملا مشخص نیست منظور از آموزگاران آیا همان طبقه دبیران است که امور دیوانسالاری و اداری دربار بر عهده آنها بوده یا صرفا آموزگاران افرادی بوده اند که به کودکان آموزش می داده اند؟ البته نفیسی آموزگاران را رو حانیونی می داند که به اطفال تعلیم می دادند ولی مشخص نیست که آیا فقط فرزندان اشراف را تربیت می کردند و یا اطفال عامه مردم را هم تعلیم می داده اند.[33]

2-6. توده مردم

 2-6-1 . دهقانان

     دهقانان صاحبان املاک روستایی بوده اند و نقش مهمی در اقتصاد ساسانی ایفا می کرده اند ، بطوری که بیشترین میزان مالیات را به دولت پرداخت می کرده اند ، « دهقانان به منزله چرخ های ضروری دولت بوده اند ، اگر چه هنگام حوادث عظیم تاریخی تظاهری نمی کرده اند لکن از این جهت که بنیان استوار کشور و تارو پود دولن محسوب می شده اند ،آنان را باید دارای اهمیت فوق العاده دانست .»[34] این طبقه در ارداویرافنامه در کنار کدخدایان ستایش شده اند و کسانی هستند که ده و دودمان و میهن و ملک و جای ویران را آباد کردند و ایشان کاریز و رود و چشمه بسیار برای کشاورزی و آبادانی و برای بهره و سود مردمان آوردند و روانشان در گروزمان در جایی زرین با بستر خوب و بالش و فرش های شایسته  نشسته است.

2-6-2 -کشاورزان ،شبانان و پیشه وران

مشاغل این گروه در یک طبقه قرار می گیرند و در ارداویرافنامه تمامی این گروه به جز بازرگانان ستوده شده اند و شاید دلیل آن این باشد که شغل بازرگانان در اقتصاد کشور نقش چندانی نداشته است و در شغل آنها دروغگویی و تقلب که شدیدا در آیین زرتشت نکوهش شده است رواج داشته است .

2-6-3. ارزانیان

    مرگ ارزان به معنی در خور و شایسته مرگ است ،انسان های مرگ ارزان کسانی هستند که گناهان کبیره و نابخشودنی ای مرتکب شده اند و جان آنها دیگر هیچ ارزشی ندارد، این طبقه در کنار اسرا و بندگان و زندانیان جزو پایین ترین رده طبقاتی در دوره ساسانی می باشند ،ترک برخی از اعمال دینی و یا انجام برخی از اعمال نکوهیده جزو گناهان کبیره است که مجازات سختی برای آنها پیش بینی شده است در فصل 55 ارداویرافنامه  به تعدادی از این اعمال اشاره شده است ، مانند: خاموش کردن آتش بهرام ، خراب کردن پل رودخانه ژرف ،دادن گواهی دروغ ؛همسو با آن در اندرز دستوران به بهدینان می خوانیم :

    « مردم مرگ ارزان را خورش دادن به آیین است.»[35]

     منظور این است که غذا دادن به این مردم از نظر دینی ایرادی ندارد ،در اوستا نیز به برخی از گناهان بزرگ مانند: به خاک سپاری مردگان ، نزدیکی با زن دشتان ، کشتن سگ آبی و سگ گله و راسو  اشاره شده است .

 

3 . طبقات معنوی و روحانی  در ارداویرافنامه:

در ارداویرافنامه علاوه بر اشاره به طبقات حکومتی به طبقات معنوی و روحانی نیز در جهان آخرت اشاره کرده است که تا اندازه زیادی همسو با این طبقات حکومتی هستند ، این طبقات معنوی با اندکی تغییرات در دیگر متون پهلوی نیز ذکر شده اند برای نمونه در هادخت نسک روان مرد پاک دین در جهان دیگر ،نخستین گام به اندیشه ، دومین گام به گفتار نیک و سومین گام به کردار نیک و چهارمین گام به روشنی بی پایان می رسد ، در روایت داراب هرمزدیار هفت پایه بهشت به ترتیب عبارتند از :

     « اول همیستکان که آنرا باد پایه نیز می گویند ،دوم ستاره پایه ،سوم ماه پایه ،چهارم خورشید پایه ، پنجم گروتمان ،ششم پشوم اخوان (بهترین جهان ) ، هفتم انغز روشن»[36]

       البته این دو طبقه آخر در دیگر متون ذکر نشده است و رساندن طبقات به هفت به دلیل تقدس این عدد در دیانت زرتشت می باشد ،در این تقسیم بندی همیستگان یا برزخ که پیش از بهشت است و نیز دو پایه آخر که جایگاه فرشتگان و اهورا مزداست جزء بهشت شمرده شده است .در مینوی خرد دانا از مینوی خرد درباره چگونگی بهشت پرسش می کند او پاسخ می دهد اولین طبقه بهشت از ستاره پایه تا ماه پایه دومین طبقه از ماه پایه تا خورشید پایه و سومین طبقه از خورشید پایه تا گرزمان که جایگاه اهورامزدا و امشاسپندان است می باشد و خورشید پایه جایگاه کردار نیک است ».[37]

طبقات معنوی ارداویرافنامه نیز با مینوی خرد هماهنگ است ، این درجات به ترتیب عبارتند از:

3-1.همیستگان

      در فصل ششم کتاب ، ارداویراف به جایگاه همیستگان می رود که باد پایه است و در آنجا مردمانی را می بیند که میزان ثواب و گناهشان در ترازو با هم برابر است و مجبورند در بین بهشت و دوزخ سرگردان باشند،«در اوستا این نام به صورت میسوان و به معنی جایگاه آمیخته و در پهلوی به صورت همیستکان به معنی همیشه یکسان بکار رفته و در فارسی برزخ گفته میشود .»[38]

 3-2.ستاره پایه

      ارداویراف در فصل 7 می گوید که« پس نخستین گام را با اندیشه نیک به ستاره و آنجایی که اندیشه نیک جای دارد نهادم و روان اهلوان را دیدم که همچون ستاره پرتو روشنی از آنان می تافت .»[39]

      ستاره پایه یا سپهر ستارگان که هومت گاه نیز خوانده می شود بنا به نوشته های پهلوی اولین طبقه بهشت است ، در ارداویرافنامه این طبقه که پست ترین مقام نیکوکاران است به کسانی تعلق گرفته است که در گیتی جزو پایین ترین طبقات اجتماعی بوده و «...در گیتی یشت نکردند،گاهان نسرودند ،خویدوده نکردند و فرمانروایی و دهبدی و سالاری نکردند ،اما به دلیل دیگر ثوابها اهلو بودند .»[40]

3-3. ماه پایه

      نام دومین طبقه بهشت است که در نوشته های دینی مزدیسنان از آن سخن رفته است ،در بندهش ماه پایه طبقه چهارم آسمان یاد شده است.[41]

ارداویراف در فصل 8 درباره آن می گوید:

      « چون دو دیگر گام با گفتار نیک به ماه پایه آن جایی که گفتار نیک جای دارد فراز نهادم انجمن بزرگ اهلوان را دیدم. »[42]

3-4. خورشید پایه

     خورشید پایه نام سومین طبقه بهشت است که جایگاه نیک کرداران می باشد ، جالب این است که در ارداویرافنامه نوعی هماهنگی مابین درجات مادی در این جهان و درجات معنوی در جهان دیگر دیده می شود ، برای نمونه :مقام خورشید پایه که بالاترین درجات نیکوکاران است و پس از ستاره پایه و ماه پایه قرار گرفته مخصوص پادشاهان نیک سیرت است و ارداویراف در سومین گام به این مقام میرسد که مقامی بس بالاست و روشنی مردمانش به خورشید می ماند «سروش اهلو و آذر ایزد گفتند که این جای خورشید پایه و ایشان روان های کسانی هستند که در گیتی پادشاهی خوب و دهبدی و سالاری کردند .» [43]

3-5. گرزمان

      گرزمان بالاترین درجه مینوی و جایگاه اورمزد و ایزدان است که آن را فروغ بی پایان یا انیران هم می گویند ،صورت اوستایی آن گرودمان به معنی خانه ستایش و سرای نیایش است درباره آن در یشت ها می خوانیم :

    « گرزمان برای مردمان پاک و پرهیزگار است که اهورا مزدا را ببینند و دروغ پرستان را در آن راهی نیست »[44]

     در ادامه سفر ارداویراف به همراهی ایزد بهمن  به جایگاه اورمزد و امشاسپندان و دیگر اهلوان و فروهر زرتشت اسپیتمان و کی ویشتاسب و جاماسب و ایسدو استر پسر زرتشت می رود و در این مرتبه عالی معنوی که عرش الهی و برترین جایگاه معنوی زرتشتیست با اهورا مزدا به گفتگو می نشیند . شماره طبقات معنوی در ارداویرافنامه 5 می باشد ، زیرا این طبقات به صورت پراکنده و بدون شماره گزاری ذکر شده اند پس لزومی نداشته که دو طبقه اضافی برای رسیدن به عدد مقدس هفت به آنها اضافه شود ، از این پنج طبقه سه طبقه آن جایگاه بهشتیان می باشد که به ترتیب عبارتند از : ستاره پایه – ماه پایه و خورشید پایه . این سه خود عدد مقدسی در دیانت زرتشت است و کاملا همسو با سه اصل کلیدی : پندار و گفتار و کردار نیک در آیین زرتشت می باشد ،البته شناخت درست این طبقات معنوی نیازمند مطالعه دقیق اسطوره آفرینش زرتشتی است، چرا که در ارداویرافنامه نیز مطابق دیگر متون پهلوی طبقات معنوی روان های درگذشتگان منطبق بر استوره شناسی زرتشتی است .

نتیجه گیری :

      شمار طبقات جامعه ساسانی شامل چهار گروه اصلی می باشد که عبارتند از : روحانیون – ارتشتاران – دبیران – توده مردم  . دو طبقه دیگر نیز در راس این هرم قرار دارند که شاه و بزرگان می باشند .به تمامی  این طبقات در کتاب ارداویرافنامه اشاره شده است ، همچنین علاوه بر این طبقات مادی ما در ارداویرافنامه با طبقات معنوی و روحانی روان درگذشتگان در بهشت و دوزخ  نیز مواجه می شویم که مطابق بینش زرتشتی به پنج طبقه تقسیم می شود و این طبقات نیز کاملا همسو با دیگر متون پهلوی هستند و این نشان می دهد که محتوی کتاب ارداویرافنامه کاملا همسو با جامعه ساسانیست و این کتاب  میتواند به عنوان یک منبع معتبر دوره ساسانی مورد استفاده محققین قرار بگیرد .

 

منابع و مآخذ :

[1] _  نفیسی ، سعید ،1383، تاریخ تمدن ایران ساسانی ، تهران ، اساطیر ، ص32  .

[2]- کریستین سن، آرتور،1384،ایران در زمان ساسانیان ،ترجمه رشید یاسمی ، تهران، نگاه ، ص110.

[3]- بيانی، شیرین ،1383، شامگاه اشكانی و بامداد ساسانيان ، تهران ،دانشگاه تهران ،  ص63 .

[4]- ثعالبی نيشابوری ، عبدالملك بن محمد بن اسماعيل ،1368، تاريخ ثعالبی ( غرر اخبار ملوك الفرس و سيرهم ) ،ترجمه ز.تنبرگ، دیباچه مجتبی مينوی ، ترجمه محمد فضائلی، تهران، نشر نقره  ،ص 38.

[5] - یشت ها ، 1377، ترجمه وتصحیح ابراهیم پور داوود ، ج 1-2 ، تهران، اساطیر ،  ص 211 .

[6]- کریستین سن، آرتور،1384،ایران در زمان ساسانیان ،ترجمه رشید یاسمی ، تهران ، نگاه  ، ص 359

[7] – بيانی، شیرین ، 1383،شامگاه اشكانی و بامداد ساسانيان ، تهران، دانشگاه تهران ، ص 41.

 

 [8] - شهرستانی ، ابوالفتح محمد بن عبدالکریم ، 1362،الملل و النحل،تحریر و ترجمه مصطفی خالقداد هاشمی با مقدمه و حواشی تصحيح و تعلييقات محمد رضا جلالی نائينی، ص 438.

 [9] - کریستین سن، آرتور،1384،ایران در زمان ساسانیان ،ترجمه رشید یاسمی ، تهران ، نگاه  ،ص 24.

[10] - پروکوپیوس، 1338، جنگ های ايران و روم، ترجمه محمد سعیدی ،ص 192.

[11] - کریستین سن، آرتور،1384،ایران در زمان ساسانیان ،ترجمه رشید یاسمی ، تهران ، نگاه  ، ص 145.

[12]- ویسهوفر، یوزف،1920 ،ايران باستان از 553 پیش از میلاد تا 153 پس از میلا د، ترجمه مرتضی ثاقب فر، تهران،ققنوس،ص 291.

[13] -دیاکونف، م. م.، 1380 تاريخ ايران باستان، ترجمه روحی ارباب، تهران،   انتشارات علمی و فرهنگی،ص 313.

[14] - دینوری، ابوحنیفه احمد بن داوود،1346، الاخبارالطوال، ترجمه محمد محمود مهدوی دامغانی، تهران، نی،. ،ص 111.

[15] - کریستین سن، آرتور،1384،ایران در زمان ساسانیان ،ترجمه رشید یاسمی ، تهران ، نگاه  ،ص 247

 [16] - ابن اسفندیار ، 1311.نامه تنسر ، به سعی و کوشش مجتبی مينوی ، تهران ، چاپخانه مجلس،  ،ص 57.

[17] - دریایی ،تورج  ،1383 . شاهنشاهی ساسانی ، ترجمه مرتضی ثاقب فر ، تهران ، ققنوس، ، صص 142 – 143.

[18] -________، 1382 .  تاریخ و فرهنگ ساسانی ، ترجمه مهرداد قدرت دیزجی، تهران ،ققنوس  ، ص 153.

[19] -________، 1382 .  تاریخ و فرهنگ ساسانی ، ترجمه مهرداد قدرت دیزجی ، تهران ، ققنوس ، ص 112.

[20] - پيگولوسکایا، 1349 .  تاريخ ايران از دوران باستان تا پايان سده هيجدهم ،  ج 1 ،ترجمه کریم

کشاورز ، تهران ،انتشارات دانشگاه تهران ، ص 91.

[21] - گیرشمن، رومن، 1383.ایران از آغاز تا اسلام ، ترجمه محمد معین ، تهران ،علمی و فرهنگی ، ص 411.

[22] - پيگولوسکایا، ، 1349 تاريخ ايران از دوران باستان تا پايان سده هيجدهم ، ترجمه کریم

کشاورز ، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، ج 1 ،صص351 – 354.

[23] - گیرشمن، رومن،1383. ایران از آغاز تا اسلام ، ترجمه محمد معین ، تهران ، علمی و فرهنگی ،

،ص 411.

[24]- کریستین سن، آرتور،1384،ایران در زمان ساسانیان ،ترجمه رشید یاسمی ، تهران ، نگاه  ، ص 71.

 [25]- ویسهوفر،1920 .  یوزف، ايران باستان از 553 پیش از میلاد تا 153 پس از میلا د، ترجمه مرتضی ثاقب فر، تهران، ققنوس،،ص  22.

[26] - اینوسترانتسف ،کنستانتین ، 1351. تحقیقاتی درباره ساسانیان ، ترجمه کاظم کاظم زاده ، تهران  ،بنگاه ترجمه و نشر کتاب  ، صص 84 – 85.

[27]- کریستین سن، آرتور،1384،ایران در زمان ساسانیان ،ترجمه رشید یاسمی ، تهران ، نگاه  ،ص123.

 [28 ] - ارداویرافنامه ، 1372. ترجمه ژاله آموزگار ، تهران، نشر معین،  ، ص 69.

[29] – پیر نیا ، حسن ،1383. عصر اساتیری تاریخ ایران ، تهران ، هیرمند، ، ص 2863.

  [30] - شایست و ناشایست ، 1390. ترجمه کتایون مزدا پور ، ج1 ،چ 2 ،   تهران ،  پژوهشکده علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ،   ص 95.

[31]- کریستین سن، آرتور،1384،ایران در زمان ساسانیان ،ترجمه رشید یاسمی ، تهران ، نگاه  ، ص129.

 

[32 ] - ارداویرافنامه ، 1372. ترجمه ژاله آموزگار ، تهران ،  نشر معین، ، ص 61.

[33] _  نفیسی ، سعید ، 1383 .،تاریخ تمدن ایران ساسانی ، تهران ، اساطیر ،  ص40.

[34]- کریستین سن، آرتور،1384،ایران در زمان ساسانیان ،ترجمه رشید یاسمی ، تهران ، نگاه  ، ص124.

[35] - آسانا، جاماسب جی دستور منوچهر جی جاماسب ،1371.  متون پهلوی ،ترجمه سعید عریان، تهران ، کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، ص 159.

[36]- عفیفی ، رحیم ،1383، اساطیر و فرهنگ ایران ، تهران ، توس ، چاپ دوم ، ص 49.

[37] - مینوی خرد ،1376. ترجمه احمد تفضلی ،تهران ،توس ،ج1 ، چ5 ، ، ص 20.

[38]- عفیفی ، رحیم ، 1383،اساطیر و فرهنگ ایران ، تهران ، توس ، چاپ دوم ، ص 643.

[39 ]  - ارداویرافنامه ،1372.  ترجمه ژاله آموزگار، تهران ،  نشر معین ، ص 54.

[40 ] - همان ،ص 55.

 [41] - دادگی ، فرنبغ ، 1385. بندهش ، ترجمه و تصحیح مهرداد بهار، تهران ، توس ، ص131.

[42] - ارداویرافنامه ،1372.  ترجمه ژاله آموزگار، تهران ،  نشر معین ، ص 55.

[43] - همان، ص 55.

[44]- عفیفی ، رحیم ، 1383. اساطیر و فرهنگ ایران ، تهران ، توس ، ص605.

 

 

 

Researching of social levels Sasanian society in Ardavirafnameh.

Written by: Ali Rabizadeh

 

Abstract:

In sasanian society we can saw about 4 of social levels. Priests – Troopers – Scriveners – all of people. And  2 another of social levels are on the top of this pyramid ‘ The King and Vispoharan . all of this levels are in to the Ardavirafnameh . Ardavirafnameh  is a Pahlavi text  about one priest  ascension to The heel and paradise . in this book we found all of the social levels  in Sasanian society  and this study shows that the Ardavirafnameh can be used as a credible source for study sasanian period.

 

Keywords:  

Ardavirafnameh-  social levels - Sassanid - Pahlavi texts - Zoroastrianism