بررسی تقدس گیاه هوم در گاتاها و اوستای نو
چکیده :
هوم نام گیاهی باستانیست که سابقه اولیه آشنایی با آن به ورود آریایی ها مهاجر به فلات ایران و هند می رسد ،در هند آن را تحت نام سوما میشناختند و در هردو کشور از شیره و شاخه های آن در مراسم مذهبی استفاده میکردند ، نگرش گاتاها که کهن ترین بخش اوستا و سروده های زرتشت می باشد به این گیاه منفی بوده و استفاده از آن را ممنوع اعلان کرده اما در اوستای نو تحریم این گیاه شکسته شده و حتی در یشتی به نام هوم یشت این گیاه بارها ستوده شده که این خود نشانه تحریف موبدان در آموزه های زرتشت می باشد و قدرت مغان مادی را نشان میدهد که با ایجاد مکتب زرتشتی شیز در اواخر عهد ساسانی تغییرات بسیاری در دین زرتشت ایجاد نمودند ، این مقاله به تناقضات بین پیام گاتاها و اوستای نو درباره تقدس یا تقبیح گیاه هوم پرداخته ،و هدف آن روشن کردن اضافاتیست که مغان مادی وارد کتاب اوستا کرده اند.
کلمات کلیدی : هوم – گاتاها – اوستای نو
مقدمه :
«هوم جاودانه برگردان واژه دورئوشم است که معنی دور دارنده مرگ را میدهد ، که ویژگی ایزد هوم از دیدگاه دیویسنی هاست».[1] این گیاه در نزد آریایی های باستان مقدس بوده و در هند آن را سوما می نامیدند و در ایران هوم یا هئومه نامیده شده است مغان مادی از این گیاه در مراسم مذهبی استفاده میکردند و شیره آن را در ترکیب با شیر می نوشیدند ، پس از ظهور زرتشت ، او آشکارا با استعمال این گیاه توسط کرپن ها (مغان مادی)و کوی ها (شاهزاده ها)به مخالفت برخاست ،اما موفق نشد چرا که شواهد نشان میدهد که شهرت این گیاه و نیز قدرت کرپنهای مادی و شاه زادگان که از این گیاه استفاده میکردند آن قدر زیاد بود که موجب شد حکم تحریم آن شکسته شود و جوازاستعمال آن رسما وارد دین زرتشت و کتاب مقدس آنها اوستا شود و حتی در اوستای نو بندهایی به زبان خود زرتشت در ستایش این گیاه سروده شود ، در این مقاله جایگاه این گیاه باستانی را در اوستای نو و اوستای کهن با یکدیگر مقایسه میکنیم تا این تفاوت نگرش ها را درباره تقدس این گیاه پیدا کنیم و با یافتن این تفاوتها به هدف خود که روشن ساختن انحرافاتیست که روحانیون مادی پیرو مکتب شیز وارد دین زرتشت کردند دست یابیم. این مقاله به شیوه تحقیق اسنـادي _کتابخانـه اي برپایه تحليل محتوا نوشته شده و حوزه زمانی آن تاریخ ایران پیش از اسلام و محدوده مکانی آن نیز حوزه نفوذ دین زرتشت در ایران باستان را در بر می گیرد که امروزه تحت عنوان فلات ایران نامیده میشود.
هوم چه گیاهیست ؟
همانطور که پیشتر گفتیم هوم یا هئومه یا در زبان هندی سوما یا سوم نام گیاهی باستانی بوده است که آریایی های مهاجر در مراسم مذهبی خود از آن استفاده می برده اند ، در ایران باستان از شیره این گیاه که در طی یک مراسم مذهبی با کوبیدن در هاون گرفته میشد ،در ترکیب باشیر و احیانا موادی دیگر نوعی نوشابه سکر آور بدست می آمد ، در اوستای نو در این باره می خوانیم : «بهرام مزدا آفریده را به شیوه نخستین آیین اهورایی با هوم آمیخته به شیر با برسم ....میستاییم.» [2] (دوستخواه ، 1385 :432)؛. بنا بر تحقیق محققین معاصر هوم گیاهیست از تیره مخروطیان که « در نزد عامه به ریش بزی یا اورمک Ormac شهرت دارد، از این گیاه و سایر گیاهان این تیره که نام علمی آن افدرا است ،الکالوئیدی به نام افدرین می گیرند که اثراتی مانند آدرنالین دارد ».[3]
موبد رستم شهبازی درباره این گیاه می نویسد :
این گیاه امروزه در ایران و افغانستان و کشمیر و مغرب تبت می روید و اهالی بلوچستان و پاکستان آن را جوشانده و به جای مسکن و معرق می نوشند . [4]
نام علمی این گیاه ، افدرا Ephedra می باشد که در مناطق مختلف ایران تحت نامهای ارمک ، ریش بزی و علی جونک شناخته میشود « این جنس در ایران 12 گونه دارد که در مناطق مختلف پراکنده اند ». [5]
گونه های مختلف این گیاه در ایران عبارتند از :
ارمک رونده تنگ پیرزالی Foliatavarpolylepis.E- ارمک رونده Foliatavarciliata.E- ارمک بیابانی یا ارمک آسیای مرکزی Strobilacea.E- ارمک ریش بز ceraroP.E- هوم Pachyclada.E- ارمک میانه Intermedia.E - ارمک رنگارنگ یا ارمک کبیر Major.E- ارمک گوشتی یا ارمک نقره ای Sarcocarpa.E - ارمک عباس آبادی Holoptera .E – ارمک کوتاه برگ Brevifoliata. E - ارمک دوردیفی distachya.E – ارمک برگه ریز bracteataMicro . E
در این میان شش گونه شناخته شده تر عبارتند از :
1 –ciliata Ephedra در خراسان ، بلوچستان ، فارس ، بندر عباس و خوزستان دیده شده که گل زیادی ندارد و ساقه های آن باریک و درهم است ، نام کلی آن ریش بزی (krubby horse tailS) و در برخی مناطق علی جون ، علی جونک و ارمک نامیده می شود .
2 -Gerardtana Ephedra در دره هراز و در ارتفاع 1300 متری دیده شده و نامش ارمک است.
3 - Intermedia Ephedra بوته های کوتاه دارد و در اطراف نیریز ، تخت جمشید ، بلوچستان ، خراسان ، کوه بی بی بی شهربانو تهران ، کرج ، دامغان ، هزار مسجد ، چناران ،شهمیرزاد ، ورامین و یزد بسیار است و ریش بزی نامیده می شود.
4-Pachyclada Ephedra این گونه شبیه ترین گیاه به هوم می باشد و در سروستان ، راه شیراز به کازرون ، دشت ارژن ، راه قم و دلیجان و کلاک کرج تا ارتفاع 2000 متر می روید و ریش بزی نام دارد .
5- ceraroP Ephedra گیاهی سبز رنگ متمایل به آبی و بومی مناطق معتدله و کوهستانی می باشد که در ارتفاعات البرز ، آذر بایجان ، همدان ، اراک و قوچان بسیار است و آن را ارمک و ریش بزی می نامند .
6- Strobilata Ephedra در مناطق بیابانی می روید در اصفهان ، شیراز ، یزد ، کرمان ، سبزوار ، نیشابور و کوههای جنوب شرقی تهران یافت می شود و آن را نیز ارمک یا ریش بزی می نامند.
البته گیاهان دیگری نیز هستند که در مناطق مختلف کشور تحت عنوان ریش بزی شناخته میشوند و از خانواده افدرا نیستند ، برای نمونه گیاه Aruncus Adans را نیز به نام ریش بزی میشناسند که با افدرا متفاوت است و « این جنس در ایران یک نوع گیاه علفی چند ساله دارد که در مناطق جنگلی استان مازندران می روید »[6] ؛ همچنین «گیاه دیگری از گروه نهانزادان Gryptogam را نیز به نام ریش بزی و دم اسب می شناسیم که به انگلیسی آن را Horse Tail و به فرانسه Preli و به لاتینی Equisetum یعنی دم اسب میگویند و با گیاهان بالا ارتباطی ندارد و خواص این گیاهان را نیز ندارد . »[7]
خواص دارویی گیاه افدرا :
در اوستا ی نو ، هوم دور دارنده مرگ ، شادی بخش ودور کننده غمها معرفی شده است ، از منظر علمی خاصیت هیجان بخشی آن به دلیل هجم بالای آدرنالین موجود در آن است ، همچنین گیاه افدرا «به خاطر داشتن افدرین دارای خاصیت دارویی بوده اما باید در مصرف آن با احتیاط کامل عمل کرد ».[8]
در گونه چهارم و به ویژه پنجم از گونه های بالا ماده ای از گروه الکالوئیدها یافت میشود به نام Ephedrine که «دارای خواص دارویی متعدد و بخصوص مدر و تسکین دهنده قلب و آرام بخش کلی است که در بسیاری از ترکیبات دارویی جدید به کار می رود... دود دادن شاخه های آن گندزدا و آرام بخش کلی است .» [9]
هوم در نزد آریایی های باستان :
«هوم نوشیدنی قربانی که دقیقا با سومه Soma ودایی تطبیق میکند در آغاز نوعی نوشیدنی بود که در واقع برای مست شدن درست می شده است . ».[10] ؛ این مشروب در نزد آریایی های باستان بسیار محبوب بوده و وبه همین جهت در مراسم مذهبی آن را به شیوه خاصی تهیه میکردند و به عنوان پیشکش به خدایان تقدیم می کردند ، آریایی های مهاجر با خوردن شیره این گیاه که سر شار از آدرنالین بود احساس سبکی و بیدردی و جاودانگی زودگذر میکردند که نوعی یکی شدن با عالم ارواح و خدایان بود ، جایگاه این گیاه در بین هند وها بسیار مهمتر از ایرانی ها بوده به طوری که در اساطیر هندی « سوم خدای زندگی و حیات و همان بارانی است که از پیمانه لبریز ماه به زمین می بارد ، در اثر آن گیاهان و اشجار می رویند ، انسانها و حیوانات از آنها تغذیه میشوند ...» [11].خدایان هندی در نوشیدن سومه بسیار حریص بودند به طوری که ایندرا تا مقدار زیادی از سومه نمی نوشید به بزم نمی نشست ، در ویدا ، سومه هم نام گیاه و هم نام یکی از خدایان هندی می باشد .
هوم در گاتاها :
اوستا که کهن ترین کتاب باستانی ایران است از شش بخش تشکیل شده است ، نخستین بخش آن یعنی گاتاها که کهن ترین بخش اوستاست و شامل سروده های زرتشت و راز و نیاز عاشقانه او با مزدا می باشد دارای زبانی متفاوت با دیگر بخش های این کتاب می باشد ، این تفاوت هم در نگاهی زبانشناختی دیده میشود و هم در محتوی ؛ ، پنج بخش بعدی اوستا شامل : یسنه ،یشتها ،ویسپرد ،خرده اوستا و وندیداد بعدها به اوستا افزوده شده است و زبان و محتوای آنها نیز با گاتاها متفاوت است ، ما نام این پنج بخش الحاقی را اوستای نو میگذاریم که در کنار اوستای کهن یعنی گاتاها متن کامل کتاب را می سازد . با نگاهی هرچند سطحی میتوان تفاوت اوستای کهن و نو را پیدا کرد در گاهان : « نشانی از اسطوره ها و افسانه های کهن آریایی و پرستش و نیایش ایزدان فراوان شمار باستانی آریاییان و بردن قربانی های خونین نزد آنان به چشم نمی خورد . » . [12]
یکی از تفاوتهای گاتاها با اوستای نو درباره هوم می باشد ،در گاتاها استعمال هوم به شدت مورد نکوهش قرار گرفته است و کرپن ها (مغان) و کوی ها(شاهزادگان) که از این مشروب سکر آور استفاده میکرده اند سرزنش شده اند ، در یسنای 48 بند 10 می خوانیم :
«ای مزدا کی مردم آیین تو را در خواهند یافت ؟ کی این زهرابه دیوانگی آور بر خواهد افتاد چیزی که کرپن های تبهکار با آن مردم را می فریبند و شهریاران ستمکار بد اندیش ، با آن بر کشور ها فرمان می رانند. »[13] .
و در یسنای 32 بند 14 از هوم با صفت دور دارنده مرگ یاد می کند که ،گرهمه ،که گویا یکی از شهریاران زرتشت بوده به همراه کوی ها از آن یاری می طلبیده :
«از برای به ستوه آوردن وی (منظور زرتشت است ) کوی ها و گرهمه [کوی ها فرمانروایان آریایی پیش از زرتشت و گرهمه یکی از شهریاران است ] دیرگاهی است که خرد خویش را از دست داده اند و میگویند که چارپا برای کشتن است ، تا اینکه دور دارنده مرگ را به یاری بر انگیزانند . » . [14]
هوم در اوستای نو :
برخلاف گاتاها در اوستای نو هوم بارها ستوده شده و مقامی خداگونه و جاودانی به آن داده شده است ، برای نمونه در یسنا ی 3 بند 2 میخوانیم : « خواستار ستایش هوم و پراهوم ام ؛ خشنودی فروشی زرتشت سپیتمان اشون را ... ».[15]
تکرار ستایش هوم در اوستای نو به مراتب بیشتر از نکوهش آن در اوستای کهن می باشد به گونه ای که حتی یک یشت(هوم یشت) کامل به ستایش آن پرداخته است ، در هوم یشت هوم در چهره ایزدی بسیار زیبا به نزد زرتشت می آید و زرتشت از او میپرسد :
« ...کیستی ای مرد که با جان تابناک و جاودانه خویش ، به دیدگان من نیکوترین پیکری می نمایی که در جهان استومند دیده ام ؟ ».[16].
هوم میگوید :
« ... ای زرتشت منم هوم اشون دور دارنده مرگ . ای سپیتمان ! به جستجوی من بر آی و از من نوشابه برگیر . مرا بستای ؛ آنچنان که واپسین سوشیانتها مرا خواهند ستود ».[17].
در ادامه هوم اشاره میکند که نخستین کسی که از من شراب گرفت ، ویونگهان بود که به پاداش اینکارش خداوند جمشید را به فرزندی به او داد و نفر دوم آتبین بود که خداوند به پاداش ، فریدون را به او داد ، و نفر سوم اترت نام داشت که به پاداش کارش خداوند گرشاسب را به او داد و نفر چهارم نیز پوروشسب است که مزدا زرتشت را به فرزندی به او داد، پس از پایان گفتگو زرتشت به ستایش هوم می پردازد و صفاتی خداگونه را به او نسبت میدهد صفاتی نظیر : دور دارنده مرگ – دادن پسران نامور به زنان زاینده – کمک کننده به دلیران اسب سوار – کمک کننده به موبدانی که به دیگران اوستا می آموزانند– کمک کننده به دوشیزگان شوی ناکرده برای یافتن شوهرانی پیمان شناس و...
در اوستای نو هوم بیش از صد بار ستایش شده است وبسیاری از آنها از زبان خود زرتشت می باشد در حالی که در گاتاها ، هوم تنها دو بار و آن هم به شکل غیر مستقیم نکوهش شده ، واین می رساند که قدمت و محبوبیت آن چندان زیاد بوده که دین زرتشت نتوانسته آن را از زندگی مردم خارج کند و موبدان پس از مرگ زرتشت آن را وارد اوستا کرده اند و برای اینکه به آن مشروعیت ببخشند از زبان زرتشت به ستایش آن پرداخته اند.
هوم در متون پهلوی :
در نوشته های پهلوی که متاخر تر از اوستاست ، هوم یکی از ایزدان است و ستوده شده است ، در بندهش می خوانیم : « هوم ایزد اندر گوکرن است که هوم درمان بخش است که فر شکرد کرداری بدو بود .». [18].
در گزیده های زاد اسپرم هوم به یاری ایزد تیشتر میرود تا آفرینش را گسترش دهد و در مینوی خرد ، هوم مرتب کننده مردگان یاد شده و در پاسخ دانا ، مینوی خرد می گوید : « هوم مرتب کننده مردگان در دریای ووروکش در ژرفترین جای رسته است و 99999 فروهر پارسایان به نگاهبانیش گماشته شده اند ...» . [19] .
در ارداویرافنامه نیز ارداویراف موبد پس از خوردن می و منگ که گویا هوم مخلوط با مواد مخدر می باشد ، سفری روحانی را به بهشت و دوزخ آغاز می کند ؛ در منظومه درخت آسوریک بز در مناظره با نخل میگوید که از شیر من در ترکیب با هوم در مراسم نیایش استفاده میشود: « جز از من که بز هستم ، هیچکس یشتن نتواند ،چه شیر از من کنند ،اندر یزش یزدان ، گوشورون ایزد ، همه چهارپایان ، و نیز آن هوم جنگاور را نیرو از من است . ».[20]
در روایتهای پهلوی داتستان دینیگ گفته شده است که کی گشتاسب حامی زرتشت از هوم و منگ می نوشد و روانش به گرودمان (بهشت ) میرود « اورمزد نریو سنگ را با این واژه ها فرستاد : آگاهانه برو و به او میگوید بنگ را با شراب در آمیز و به ویشتاسب بده ...». [21]
منظور از بنگ در اینجا ماده ای مخدر است که با شراب هوم مخلوط شده که موجب ایجاد حالت خلسه در انسان می شود.
نتیجه گیری :
از آنچه گذشت می توان نتیجه گرفت که « آموزشهای بنیادی زرتشت سراسر درس اندیشه و فلسفه و دستور زندگی است عملی آدمیان است و با آنچه در بخشهای اوستای نو می خوانیم تفاوت اساسی و گوهری دارد .هم از این روست که در گاهان هیچ سخنی از معجزات و کرامات و کارهای خارق عادت و موهومات و قربانیها و نذر و نیازها و نیایش و پرستش گروه انبوه ایزدان و خدایان و امشاسپندان به میان نمی آید.» . [22]
دراوستای کهن یا گاتاها هیچ نشانی از واژه هوم به چشم نمیخورد و تنها دو بار با ذکر صفت ازآن نام برده شده است و در هر دو باراستعمال آن به شدت نکوهش شده است ، پس از مرگ زرتشت با نفوذ مغان مادی یا همان کرپن ها که زرتشت از آنها به درگاه مزدا می نالید در دین زرتشت نوعی تحریف به وجود آمد و بسیاری از نظامهای اخلاقی دین زرتشت وارونه شد یکی از آنها همین استعمال هوم می باشد که در اوستای نو نه تنها نکوهش نشده بلکه از زبان زرتشت ستوده شده و مقام آن به مرتبه ایزدی رسیده است ، این تناقض آشکار بین اوستای نو و گاتاها نشان دهنده تغییر و تحریفی تدریجی در پیام راستین زرتشت می باشد که در ادوار بعد صورت گرفته است.
کتاب نامه:
آموزگار ، ژاله ، (1372)، ارداویرافنامه ، تهران : نشر معین.
تفضلی ، احمد ، (1376 )، تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام ،تهران : سخن.
تفضلی ، احمد ،(1379 )، مینوی خرد ، تهران : توس .
دوستخواه ،جلیل،(1385) ، اوستا ، تهران : گلشن .
رضایی ، عبدالعظیم ، ( 1374 ) ، اصل و نسب دین های ایران باستان ، تهران : رضایی .
رضی ، هاشم ،( 1381) ، آیین مهر ، تهران : بهجت .
ویدن گرن ، گئو ، ( 1377 ) ، دینهای ایران ، ترجمه منوچهر فرهنگ ، تهران : آگاهان ایده .
وحیدی ، حسین ،(1380 )، گاتاها ، تهران : امیرکبیر .
شهزادی ، رستم ،( 1388) ، جهان بینی زرتشتی ، تهران : فروهر .
عریان ،سعید ، (1371) ، متون پهلوی ، تهران : کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران.
عفیفی ، رحیم ، ( 1383)، اساطیر و فرهنگ ایران ، تهران : توس .
مظفریان ، ولی الله ،( 1377)، فرهنگ نامهای گیاهان ایران ، تهران : فرهنگ معاصر .
میر فخرایی ، مهشید ،(1382) ، بررسی هفت هات ، تهران : فروهر .
نوابی،ماهیار ،( 1386) ، درخت آسوریک ،تهران : فروهر .
هینلز ،جان راسل ،( 1383)، شناخت اساتیر ایران ، ترجمه باجلان فرخی ، تهران : اساتیر.
[1] - حسین وحیدی ، (1380 ) ،« گاتاها» ، تهران : امیرکبیر ،ص 168 .
[2] - جلیل دوستخواه ، (1385 )،« اوستا »، تهران : گلشن ، ص 432 .
[3] - جان راسل هینلز ، ( 1383) ، «شناخت اساتیر ایران » ، ترجمه باجلان فرخی ،تهران : اساتیر، ص 432.
[4] - رستم شهزادی ، ( 1388 ) ، « جهان بینی زرتشتی » ، تهران : فروهر ، ص21
[5] - ولی الله مظفریان ، ( 1377 ) ، « فرهنگ نامهای گیاهان ایران » ، تهران : فرهنگ معاصر ، ص 202 .
[6] - « فرهنگ گیاهان ایران » ، ص 59 .
[7] - گاتا ها ، ص 170 .
[8] - همان ، ص 202.
[9] - همان ، ص170.
[10] - گئو ویدن گرن ، دینهای ایران ، ترجمه منوچهر فرهنگ ، تهران : آگاهان ایده ، ص 54 .
[11] - عبدالعظیم رضایی ، اصل و نسب دین های ایران باستان ، تهران : رضایی ، ص 73 .
[12] - اوستا ، ص 36.
[13] - گاتاها ، ص 113 .
[14] - هاشم رضی ، (1381 )، آیین مهر ، تهران : بهجت ، ص 112 .
[15] - اوستا ، ص 107 . 1371.
[16] - همان ، ص 136.
[17] - همان ، ص 136 .
[18] - رحیم عفیفی ، (1383 )، اساطیر و فرهنگ ایران ، تهران : توس ، ص 647 .
[19] - احمد تفضلی ، ( 1379 ) ، مینوی خرد ، به کوشش ژاله آموزگار ، تهران : توس ، ص 70 .
[20] - سعید عریان ، ( 1371 ) ، متون پهلوی ، تهران : کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، ص 148 .
[21] - دین های ایران ، ص 107 .