ریشه یابی چند ضرب المثل فارسی در متون پهلوی
کلید واژه ها : ریشه ها – ضرب المثل – فارسی – متون پهلوی .
مقدمه :
امثال و حکم یک ملت بیانگر بخشی از فرهنگ آن ملت است، وژرفای کلام آن، بیانگر عمق فراست و کیاست آن ملت می باشد،« مثل حکمت توده است ... درهر ملت که امثال بیشتر است نشانه سعه فکر عوام آن ملت می باشد. ».( دهخدا ، 1358 : 22 )؛ در باره اینکه مثل چیست ؟ و چه سخنانی را میتوانیم مثل بدانیم تعریف واحدی وجود ندارد ، اما اگر از نظر لغوی بخواهیم نگاه کنیم « مثل واژه ایست که از زبان عربی به زبان فارسی راه یافته و ... به معنی شبیه بودن چیزی به چیز دیگر ، یا به معنی راست ایستاده و بر پای بودن آمده است . این واژه در عربی به چند معنی به کار رفته : 1 – مانند و شبیه 2- برهان و دلیل 3- مطلق سخن وحدیث 4- پند و عبرت 5- نشانه و علامت و آیت . و در اصطلاح ادبا مثل نوع خاص است که آن را به فارسی داستان و گاهی به تخفیف دستان میگویند.» . ( عفیفی ، 1371 : 8 ).
امثال و حکم در پیش از اسلام نیز در ایران رایج بوده « از جمله نمونه تمثیل در آثار مانوی که در تورفان به دست آمده میتوان افسون حواس پنجگانه را یاد کرد.».( همان ، ص 8 )؛ در اندرزنامه های پهلوی بسیاری از این امثال در قالب نصیحت ذکر شده اند و گاه بالعکس پندهای همین کتب به مرور زمان به صورت مثل به زبان مردم راه یافته اند ، تشخیص اصل، ریشه و مبدا امثال بسیار دشوار و گاه غیر ممکن است ، در این مقاله ریشه برخی از این امثال و حکم فارسی را در دوره ساسانی در کتاب متون پهلوی جستجو میکنیم ، این کتاب شامل 32 متن کوتاه به زبان پهلوی ساسانیست که توسط موبد جاماسب جی دستور منوچهر جی جاماسب آسانا در سال 1897 میلادی در بمبئی منتشر شده است، جلد دوم این کتاب در سال 1913 توسط دانشمند معروف بهرام گور انکلساریا در بمبئی چاپ شد ونسخه اخیر این کتاب نیزدرسال 1371 خورشیدی به زبان فارسی توسط سعید عریان تنظیم و چاپ گردیده است ، این چاپ شامل متن پهلوی و آوانشت لاتین میباشد که کار مقایسه و تطبیق متن فارسی را با متن پهلوی برای محقق آسان میکند. البته برخی از 32 متن این کتاب مانند : درخت آسوریک ، یادگار زریران ، آذرباد مهرسپندان و ... به صورت کتبی مجزا همراه با تواشیح و توضیحات به چاپ رسیده اند و دراین مقاله از این کتب که ترجمه روانتری دارند نیز استفاده شده است.
ریشه یابی ضرب المثل ها :
1- مروارید پای خوک افشاندن.
2- چنگ زدن پیش استر مست.
در منظومه درخت آسوریک که «منظومه مفاخره آمیزیست میان بز و نخل که به زبان پارتی یا پهلوی اشکانی سروده شده ولی اکنون به خط پهلوی کتابی در دست است »(تفضلی،257:1376)؛یک بز با یک نخل بر سر اینکه کدام یک برترند با هم مناظره میکنند و در نهایت بز که نماد جامعه دامدار است بر نخل که نماد جامعه کشاورز است پیروز میشود ،این منظومه هم درکتاب متون پهلوی و هم به صورت مجزا به چاپ رسیده است ، در این منظومه اشکانی از زبان بز خطاب به نخل می خوانیم «این زرین سخنان که من به تو گفتم چنانست که پیش خوک و گراز مروارید افشانید یا چنگ زنید پیش اشتر مست . ».( نوابی ، 1386 : 79 )؛ این متن بسیار مشابه ضرب المثل : مروارید پیش خوک افشاندن . و یا مثل : چنگ زدن پیش استر مست ؛ میباشد «که در انجیل نیز بکار رفته و ناصر خسرو نیز آن را در یکی از قصایدش آورده است : من آنم که در پای خوکان نریزم – مر این قیمتی در لفظ دری را ».( همان ، ص 79 )؛ این دو مثل نشان دهنده انجام کاری عبث و بیهوده است .
3- آنچه برخود نمی پسندی بر دیگران نیز مپسند و آنچه برخود می پسندی بر دیگران نیز بپسند.
در اندرزنامه آذر باد مهرسپندان که متنی پهلوی مربوط به دوره ساسانی می باشد و متن کتابش هم در کتاب متون پهلوی آمده و هم به صورت جدا به چاپ رسیده است ، آذر باد هنگام نصیحت به فرزندش زرتشت می گوید:« هر چه تو را نیک نیاید ، تو نیز به دیگر کس مکن .».( سراج ، 1379 : 56 )؛ البته این ضرب المثل در منابع متعدد نقل شده است از جمله : در انجیل متا ، انجیل لوقا ، تلمود و نهج البلاغه .
4- گذشته ها گذشته
-« روزی که گذشتست از او یاد مکن – فردا که نیامدست فریاد مکن
برنامده و گذشته بنیاد مکن – حالی خوش باش و عمر بر باد مکن».(خیام ، 1372 :252 )
این مضمون رباعی خیام که درباره فراموش کردن غم های گذشته وآینده و غنیمت شمردن حال می باشد را در اندرز آذرباد به فرزندش به خوبی مشاهده میکنیم « آن چه گذشت فراموش اش کن ؛ و برای آن چه نیامده است تیمار بیش مبر ».(سراج ، 1379 : 77 ) .
5-« راز خود بر زن آشکار مکن – خانه را بر زنان حصار مکن ».(عفیفی ،1371 :408).
مضمون این بیت اوحدی مراغه ای درباره راز دار نبودن زنان در اندرز آذرباد به روشنی آمده است .
«به زنان راز مبرید که رنج شما بی بر نشود» . (عریان ، 1371 : 180 ) .
6- «خنده بی جا در خورد هزار گریه بیش است.
خنده که نه در مقام خویش است – در خورد هزار گریه بیش است ».(عفیفی، 1371 : 332 ).
این بیت نظامی که در مذمت خنده بی جا سروده شده ،نیز در اندرز آذرباد تکرار شده است.
«بیگاه مخند . »(سراج ، 1379 : 77 ) .
7- چاه مکن بهر کسی – اول خودت افتی در آن بعدا کسی
« هر کس همیلان را چاه کند ، خود اندر افتد ». (همان ، ص 82 )
8- «ا نگشت مکن رنجه به در کوفتن کس – تا کس نکند رنجه به در کوفتنت مشت». (عفیفی ،1371 :86 ).
این بیت ناصر خسرو در باره نتیجه آزار و اذیت به مردم است ونشان میدهد که هر عملی عکس العملی دارد، مضمون این مثل در اندرز آذر باد به خوبی تکرار شده است.
«اگر خواهی که از کس دشنام نشنوی به کس دشنام مده »(سراج ، 1379 : 81 ) .
9- سحر خیز باش تا کامروا باشی .
درباره این مثل داستانی را نیز اززبان بزرگمهر وزیر دانای خسرو انوشیروان نقل کرده اند که همواره انوشیروان را به لزوم سحر خیزی و فواید آن سفارش میکرد و انوشیروان برای اینکه خلاف آن را به بزرگمهر نشان دهد به دزدان مبلغی داد تا سحرگاه که بزرگمهر برای کار به سوی کاخ می آید در راه او را لخت کنند وجامه اش را بدزدند ،دزدان فرمان خسرو را اجرا میکنند ، بزرگمهر مجبور میشود که به خانه بازگردد تا جامه خود را تعویض کند وبسیار دیر به کاخ میرود ، انوشیروان با اینکه قضیه را میدانست از جهت مزاح علت دیر آمدنش را می پرسد و بزرگمهر با فراست میگوید : دزدان از من سحر خیزتر بودند و کامروا شدند. در اندرز آذرباد نیز این مثل آمده است.
«شبا خیز باش تا کارروا گردی ».(همان ، ص 81)
10- آن را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است .
انسانی که جرمی مرتکب نشده از عقوبت کردن نیز نمی ترسد ، ضرب المثل : سر بیگناه تا پای دار میره اما بالای دار نمیره . هم مضمونی مشابه این دارد ، رد پای این مثل را هم در اندرز آذرباد مشاهده میکنیم
« بی گناه باش تا که بی بیم باشی »(همان ، ص 77 )
11- هر چیزی چاره داره جز مرگ
«بود گر چاره پیش از مرگ بودی – چو مرگ آمد ندارد هیچ سودی ».(عفیفی، 1371 : 278 ).
روایت چاره ناپذیری مرگ و ناتوانی انسان در گریز از آن که در این بیت امیر خسرو دهلوی آمده ، دغدغه کلی همه ایرانیان چه توانگر و چه تهیدست ، چه ایرانی دوره ساسانی و چه ایرانی دوره اسلامی بوده است ،مضمون این مثل در اندرز آذرباد نیز به روشنی آمده است .
« ابر این نگرید ای مردمان :هر چیزی را چاره است جز مرگ، هر چیزی را گریز است جز دروندی(بدی) ،هر چیزی به گذرد جز اهلایی(نیکویی)، هر چیزی را ویراستن شاید جز گوهر...». (سراج ، 1379 : 103 ) .
12- « چون قضا آید ...
چون قضا آید فرو پوشد بصر – تا نداند عقل ما پا را ز سر
چون قضا آید شود تنگ این جهان – از قضا حلوا شود رنج دهان »(عفیفی، 1371 : 281 ).
مشیت و قضای الهی در هر جا که وارد میشود ، چشمها کور، گوش ها کر و زبان ها لال میگردند ، مفهوم این ابیات مولوی در اندرز آذرباد به خوبی درک می شود.
«هر چیزی را گردانیدن شاید جز مشیت الهی .» (سراج ، 1379 : 103 ) .
13- « آنچه تو در آینه بینی پیر در خشت خام بیند.
آنچه تو در آینه بینی عیان – پیر اندر خشت بیند پیش از آن ».(عفیفی، 1371 : 26 ).
آینده نگری پیران دانا ولزوم مشورت جوانان با آنها در اندرزنامه ها وپندنامه های فارسی بسیار تکرار شده است درمورد این بیت مولانا در اندرز بهزاد فرخ پیروز میخوانیم« آنچه دانا به آغاز کار میکند ،دش آگاه به انجام می بیند».( عریان ، 1371 : 114)
- « دوست مشمار آن که در نعمت زند – لاف یاری و برادر خواندگی
14- دوست آن باشد که گیرد دست دوست – در پریشان حالی و درمانده گی» . ( سعدی ، 1377 :19 ).
مضمون این مثل در این قطعه پهلوی به روشنی بیان شده است .
« آن دوست را نباید دوست داشتن که اندر سختی به فریاد نرسد.» (همان ، ص 117 ).
نتیجه گیری :
با دقت در امثال و حکم توده مردم و اشعار شعرای ایرانی که زبانزد شده اند در می یابیم که بسیاری از آنها ریشه ای کهن دارند و از دیرباز در این زاد بوم به کار می رفته اند ، هرچند که به طور مسلم نمیتوان ریشه اصلی این مثلها را پیدا کرد اما یافتن نمونه های مشابه آن در متون ساسانی نشان دهنده یک فرهنگ مستمر و پویا ولی مشترک بین ایرانیان پیش و پس از اسلام می باشد ، این فرهنگ مشترک ریشه در جغرافیا و تجربیات مشترک دارد ، که یک نظام اخلاقی تا حدودی یک دست را بنا نهاده است ،این اخلاقیات توده مردم حتی پس از فروپاشی نظام ساسانی و تغییر دین باقی مانده است چرا که ریشه آن تنها دین نبوده است بلکه جغرافیا ، تجربیات ملی، اساطیر و بسیاری از فاکتور های غیر دینی در آن ریشه داشته اند و همین موجب گشته که امثال و حکم ایرانی خاص ، منحصر به فرد و بالنده باشد.
کتاب نامه:
تفضلی ، احمد .1376 . تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام .تهران : سخن
خیام ، عمر .1372 . رباعیات خیام . به تصحیح جلال الدین همایی. تهران : هما
دهخدا ،علی اکبر .1358. امثال و حکم. تهران : وزارت فرهنگ و آموزش عالی
راشد محصل ،محمد تقی. 1385 . زند بهمن یسن . تهران : پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
سراج ، شهین. 1379. آذر باد مهر سپندان . تهران : فروهر
سعدی ، مصلح الدین .1377 . کلیات سعدی .تصحیح محمد علی فروغی .تهران : بهزاد
صدری افشار ، غلامحسین . 1392 . فرهنگ زبان ردهای فارسی . تهران : مازیار
عفیفی ، رحیم . 1371 . مثلها و حکمتها . تهران : سروش
عریان ،سعید . 1371. متون پهلوی . تهران : کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران
نوابی،ماهیار . 1386. درخت آسوریک . تهران : فروهر
وکیلیان ، احمد . 1366 . تمثیل و مثل . تهران : سروش